تبلیغات
سروده های من - مطالب شعرهای قبل از سال 90
 
درباره وبلاگ


خدایا کمکم کن

مدیر وبلاگ : حامد بشارت نیا
برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سروده های من
کلماتی که دوستشان دارم




قصه ی  مجنون برایم خنده دار است

لیلی هم از ازدواجش شرمسار است

اینکه لیلی رفت با ناچاری دلش

یا که مجنون مانده برجا غصه اش

هردو کام تلخ خود را دیده اند

اشک را بر گونه هاشان دیده اند

مردمان با حال این عشاق مست

شب زمستانها بسر بردند مست

آخر قصه که مجنون درگذشت

لیلی آمد برسر خاکش نشست

گفت با مجنون همی لیلی مست

داغدار است این دل سرمست و مست

من چنین شرمنده از رویت شدم

عاشقانه  رو به  این کویت شدم

خیزو جان من همی دربر بگیر

این مسافر را غبار از سر بگیر

من که اینجا آمدم با عشق تو

گریه کردم آمدم با یاد تو

خیزو جامی از لب شیرین خود

نزد مهمانت بیاور دست خود

من از این راه دراز خسته کش

آمدم اینجا مراهم تو بکش

لیلی اینگونه سخنها هی بگفت

هی بگفت و هی بگفت و هی بگفت

ناگهان آوایی از خاکش شنید

با دو گوش جان خود او می شنید

لیلی ام دیر آمدی مجنون برفت

منتظر ماند او ولی اکنون نرفت

او زمانی رفت زیر خاک دل

که تو بودی در پی آن یار دل

دید یار دیگری داری جهان

مرد و راحت شد ازاین هستی و جان





نوع مطلب : عاشقانه، شعرهای قبل از سال 90، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 4 مرداد 1391 :: نویسنده : حامد بشارت نیا
نظرات ()

روز اول گفت بامن عاشقی

از رخ دلدار خود پر میکشی

میروی سوی نگار دیگری

در برش تو میکنی خوش دلبری

گفتمش عاشق تویی اندر جهان ؟

بقیه چوبند و خاک و خیزران ؟

تو چه میدانی که من عاشق نیم؟

از رخ دلدار خود پر می زنم؟

از دل من با خبر گشتی بگو؟

عالم غیب است اینجا پس بگو

گفت آرام ای عزیز تند خو

از چه رو گشتی چنین آشفته خو

هرکه را عشقی به غیر از حق گرفت

خستگی هم از پسش باید گرفت

عشق دنیا تحت تأثیر هواست

این هوا هم هر دو روزی یک هواست

عشق حق لیکن گرفتار دل است

کندن دل از حبیبش مشکل است

دل اسیر حق شود غافل مشو

نزد حق واصل شود نادم مشو

تو فقط دل را زدنیا دور کن

از رخ دنیا رخش مستور کن

تاکه در روز شمارش و حساب

سوی حق مشتاق گردد بی حساب





نوع مطلب : عارفانه، شعرهای قبل از سال 90، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 16 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : حامد بشارت نیا
نظرات ()

از عشق تو آتشی به جان دارم دوست

از شور نوای دلنشین دارم دوست

در دور فلک که هر قدر چرخ زنی

آخر نتوان یافت در آن به از دوست

هرکس که در این جهان دلش تنها شد

حتما توبدان که او ندارد یک دوست

من از نفس خسته خود خسته ترم

گر دور شوم به یک دمی از آن دوست

ای دوست مرا رها مکن یک لحظه

کاندوه در آن زمان شود با من دوست

ای دوست بیا غبار غم گیر از من .

تا شادی دنیا بشود با من دوست





نوع مطلب : عمومی، شعرهای قبل از سال 90، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 فروردین 1391 :: نویسنده : حامد بشارت نیا
نظرات ()

برای شعرمن اکنون هزاران حرف آماده است

برای قلب من اکنون گشاده خنجری از آهنی سرسخت آماده است

تویی که گوش گشتی درد دل من را

بدان از سوز اشک من هزاران درد آماده است

اگر گویم به تو من درد این خسته دلِ عاشق

بسوزانم زبانم را

بسوزانم وجودم را

بسوزاند وجودت را

بسوزاند دو گوشت را

چه گویم پس؟

نگویم حرف دل بهتر بود نزدت...

ولی از گرمی حرفم

جگر در سینه می سوزد

خداوندا تو میدانی تمام درد هایم را

چگونه ساکت و آرام هستی عاشقِ تنها

تویی که عاشق هربنده ای هستی چگونه درد من را دیدی و بازم جدا هستی

بیا و دست من برگیر و با خود بر

بسوی آسمانها بر

ببر من را ببر من را 





نوع مطلب : شعرهای قبل از سال 90، عارفانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 فروردین 1391 :: نویسنده : حامد بشارت نیا
نظرات ()

تو را با جامی از عشق نفس گیرم کنم مستت

تو را با حلقه ای زا آغوش سنگینم کنم مستت
 
تو را با حرف های نغز و طنز و آرزوهایم کنم مستت
تو را با بوســـه از لب هـــای شیرینم کنــم مســتت
 
 
تو را می بوسم و هردم نه شاید ، بل دمادم می کنـم مستت
در این مستی که هستی باز هم با حقه ای دیگر کنم مستت
 
من از مستی تو مستم
دمادم با تو ســرمـستم
 
خداوندا مگیر این مستی من را
مگیر این حس زیبای وجودم را
 
بدون خوردن می گشته ام من مست
مـکن کــاری بـــرای بـــودن مـــستی 
زبعـــد او زنــم می تا شوم من مست




نوع مطلب : شعرهای قبل از سال 90، عارفانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 19 فروردین 1391 :: نویسنده : حامد بشارت نیا
نظرات ()

برخیز که بوی عید آمده است   /     هر ملک به جنب و جوش آمده است

خاک نگران میهنم پژمرده است   /   در کشور ما چرا خزان آمده است

هفت سین





نوع مطلب : شعرهای قبل از سال 90، عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 22 اسفند 1390 :: نویسنده : حامد بشارت نیا
نظرات ()

آن روز که بی گناه باشی

روزی است که سرفراز باشی


آن روز همان رسیده نوروز

عید است ، ترنمش تو باشی 





نوع مطلب : شعرهای قبل از سال 90، عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 17 اسفند 1390 :: نویسنده : حامد بشارت نیا
نظرات ()